قرارداد سئو
یک پیشنویس قرارداد جلوی شماست و باید تصمیم بگیرید امضا میکنید یا نه. سختی کار این است که قرارداد سئو، برخلاف قرارداد ساخت سایت، درباره چیزی است که هنوز وجود ندارد و قرار است در چند ماه ساخته شود. این نوشته میگوید در چنین متنی دنبال چه بگردید و کدام بند در عمل چیزی به شما نمیدهد.
قرارداد سئو چه چیزی را باید تعریف کند
در قرارداد ساخت سایت، چیزی که تحویل میگیرید مشخص است: یک سایت با تعداد معلومی صفحه، در تاریخ معلوم. میشود بازش کرد، تست کرد و گفت تحویل شد یا نشد. قرارداد سئو چنین لحظهای ندارد. خروجیاش یک روند است که ماه به ماه پیش میرود و نتیجهاش را هم فقط تا حدی طرف قرارداد تعیین میکند؛ بقیهاش به گوگل، به رقبای شما و به بازار مربوط است.
همین یک تفاوت، معیار خواندن قرارداد را عوض میکند. متنی که سراغ تعریف نتیجه میرود، یعنی رتبه فلان و ترافیک فلان، دارد چیزی را تعهد میکند که تعهدکننده کنترلی رویش ندارد، و چنین تعهدی همیشه با یک بند دیگر در همان متن خنثی میشود. متنی که سراغ تعریف کار میرود، مشخص میکند در هر دوره چه چیزی انجام و تحویل میشود. بند دوم قابل پیگیری است، چون در پایان دوره میشود گفت انجام شد یا نشد. این سادهترین فیلتری است که میشود روی یک پیشنویس گذاشت و بیشتر قراردادهای بیفایده همینجا معلوم میشوند.
فهرست کار هر دوره، بندی که بقیه قرارداد به آن وصل است
بند «انجام خدمات سئو» عملا چیزی نمیگوید. آنچه معنی دارد فهرستی است که هر قلمش را بشود در پایان دوره سرکشی کرد: بررسی فنی سایت و رفع مشکلهای ایندکس، اصلاح عنوان و توضیحات صفحههای مشخص، تولید یا بازنویسی مطلب با تعداد معلوم، کار روی سرعت، و تحویل گزارش در تاریخ معلوم. فاصله بین «بهینهسازی سایت» و چنین فهرستی، فاصله بین یک متن تشریفاتی و یک قرارداد کاری است.
نمونههایی هم که در اینترنت پیدا میشوند معمولا قالب عمومی یا ترجمهاند و درست همین بند در آنها خالی مانده است، چون قالب نمیداند سایت شما چه وضعی دارد. یعنی خواندن یک نمونه نشان میدهد قرارداد چه شکلی است، ولی جای خالیها را باید کسی پر کند که سایت را دیده باشد. اگر پیشنویسی که به دستتان رسیده در همین بند هم کلی نوشته شده، به احتمال زیاد قبل از نوشتنش کسی سایت شما را باز نکرده است.
دامنه کار و دوره: چند صفحه، چند عبارت، محتوا داخل است یا نه
دامنه کار یعنی مرز بیرونی قرارداد: کار روی کل سایت است یا روی چند صفحه مشخص، برای چند عبارت، و اینکه تولید محتوا داخل همین قرارداد است یا جدا حساب میشود. این آخری بیشترین اختلاف را میسازد، چون بخش بزرگی از کار سئو در عمل نوشتن است و اگر معلوم نباشد نوشتن با کیست، هر طرف فرض میکند طرف دیگر انجامش میدهد و چند ماه از دست میرود. عکس، ویدیو، ترجمه و ورود اطلاعات محصول هم همینجا باید تکلیفشان روشن شود.
دوره قرارداد بخش دیگری از همین مرز است. بستن قرارداد سئو برای یک بازه خیلی کوتاه معمولا به سود هیچکدام از دو طرف نیست، چون کار پیش از رسیدن به نقطهای تمام میشود که بشود دربارهاش قضاوت کرد. از طرف دیگر، دورهای که هیچ نقطه بازبینی نداشته باشد، شما را تا انتها به تصمیمی که در روز اول گرفتهاید میبندد. تفاوت این دو شکل همکاری و اینکه هر کدام برای چه سایتی جواب میدهد در سئو ماهانه یا پروژهای آمده است.
دسترسیها به نام چه کسی ساخته میشود
هر قرارداد سئو چند دسترسی جابجا میکند: سرچ کنسول، آنالیتیکس، پنل مدیریت سایت و گاهی هاست و دامنه. سوال اصلی این نیست که چه کسی از آنها استفاده میکند، این است که حساب به نام چه کسی ساخته میشود. اگر سرچ کنسول سایت شما روی حساب مجری ساخته شده باشد و شما فقط کاربر مهمان باشید، در روز پایان همکاری تاریخچه داده سایت خودتان همراه آن حساب میرود. حالت سالم برعکس است: حساب به نام کارفرما، و دسترسی مجری چیزی که هر وقت لازم شد قابل حذف باشد. اینکه سرچ کنسول چه دادهای نگه میدارد و چرا این تاریخچه ارزش دارد در سرچ کنسول توضیح داده شده است.
مالکیت محتوا هم بند جداگانهای میخواهد. مطلبی که در این مدت نوشته و منتشر میشود، بعد از پایان قرارداد روی سایت میماند یا برداشته میشود؟ همین سوال درباره صفحههای تازه، طراحیها و ویدیوها هم هست. اگر متن در این باره ساکت است، جای پرسیدن و اضافه کردنش همین حالاست، نه ماه آخر.
گزارش: هر چند وقت، شامل چه چیزی، از کدام ابزار
گزارش جایی است که قرارداد یا قابل راستیآزمایی میشود یا نمیشود. سه چیز باید در متن بیاید: هر چند وقت یک بار تحویل میشود، چه چیزی در آن هست، و عددهایش از کجا میآید. گزارشی که فقط از ابزار داخلی مجری بیرون آمده باشد، بیرون از دسترس شما ساخته شده و راهی برای چک کردنش ندارید. عددی که در حساب سرچ کنسول یا آنالیتیکس خودتان هم دیده میشود وضع دیگری دارد: میتوانید همان بازه را باز کنید و همان عدد را ببینید.
شکل مقایسه هم به همان اندازه مهم است. رشد را میشود با گذاشتن یک هفته پرکار کنار یک هفته تعطیل هم نشان داد، بدون اینکه حتی یک جمله دروغ در گزارش نوشته شده باشد. گزارشی که بازههای مقایسه را از اول تعریف کرده و در همه ماهها همانها را میآورد، در ماه ششم هم به اندازه ماه اول قابل اتکاست. و بندی که فهرست کارهای انجامشده را کنار همین عددها میگذارد، همان چیزی است که گزارش را به قرارداد وصل میکند؛ بدون آن، گزارش فقط چند نمودار است.
بند تضمین رتبه و شرطهایی که پایینش نوشته شده
بند تضمین رتبه اولین چیزی است که چشم را میگیرد و معمولا آخرین چیزی است که در عمل اجرا میشود. راه خواندنش از خود بند نیست، از استثناهایش است: در چه حالتهایی تضمین از اعتبار میافتد. تقریبا همیشه فهرستی وجود دارد که تغییر الگوریتم، هر تغییری که کارفرما روی سایت بدهد، تاخیر در تحویل محتوا و رقابت غیرمنتظره را پوشش میدهد. این فهرست آنقدر باز است که هر نتیجهای، از جمله نرسیدن به هیچ نتیجهای، زیرش جا میشود.
دو سوال دیگر بند را کامل روشن میکند: تضمین دقیقا روی کدام عبارتها بسته شده، و اگر محقق نشد چه اتفاقی میافتد. عبارتهایی که تقریبا کسی جز خود شما جستجویشان نمیکند، رسیدن به صفحه اولشان کار سختی نیست و تضمینشان هم برای تضمینکننده هزینهای ندارد. جبران هم در بیشتر متنها «تمدید رایگان دوره» است، یعنی همان کاری که نتیجه نداده چند ماه دیگر تکرار میشود. قراردادی که فهرست کار هر دوره را دقیق نوشته باشد، این بند را لازم ندارد؛ چیزی که در آن فهرست آمده در پایان دوره یا انجام شده یا نشده، و همین تنها چیزی است که میشود قبل از امضا رویش حساب کرد.
بکلینک: از کجا، به چه شکل، با اطلاع چه کسی
بند بکلینک معمولا با یک عدد نوشته میشود: ساخت تعداد مشخصی لینک در ماه. عدد بهتنهایی چیزی نمیگوید، چون ارزش یک لینک به سایتی بستگی دارد که آن را داده است. سوالی که این بند را معنادار میکند ساده است: لینکها از چه جنس سایتهایی میآیند و فهرستشان به کارفرما تحویل داده میشود یا نه. اگر فهرستی در کار نیست، هیچ راهی برای قضاوت درباره این بخش از کار باقی نمیماند و عملا دارید بابت چیزی پول میدهید که نمیبینیدش.
جنس منبع هم دو دنیای متفاوت است. مطلبی که در یک رسانه واقعی منتشر میشود، معرفی در مرجعها و فهرستهای صنف خودتان، و همکاری با سایتهایی که مخاطب مشترک دارند، یک چیز است؛ شبکهای از سایتهای ساختهشده برای فروش لینک چیز دیگری. دسته دوم همان کاری است که گوگل صریحا ممنوع کرده و اثر منفیاش روی سایت شما مینشیند، نه روی کسی که لینک را فروخته است. اگر در متن قرارداد فقط عدد آمده و هیچ حرفی از منبع نیست، همین سکوت خودش جواب سوال است.
فسخ، اطلاع قبلی و محرمانگی
بندهای پایان همکاری در روز امضا کماهمیت به نظر میرسند و دقیقا همانهایی هستند که اگر کار خوب پیش نرفت، تنها چیزیاند که به آنها تکیه میکنید. سه چیز باید روشن باشد: با چه فاصله زمانی و به چه شکلی میشود همکاری را تمام کرد، تکلیف مبلغ دورهای که ناتمام مانده چیست، و در روزهای بعد از پایان چه چیزهایی تحویل میشود، از دسترسیها و فایلهای محتوا تا گزارش آخر. قراردادی که حق فسخ را فقط برای یک طرف تعریف کرده، از همان روز اول رابطه را نامتوازن بسته است.
محرمانگی هم دوطرفه است. مجری به آمار سایت، داده فروش و گاهی اطلاعات مشتریان شما دسترسی پیدا میکند، و بند محرمانگی باید همانقدر که از او محافظت میکند از شما هم محافظت کند، از جمله درباره اینکه اسم شما و نتیجه کار کجا و با چه جزئیاتی میتواند منتشر شود. قرارداد سئو در نهایت همان متنی است که چند ماه بعد، وقتی هیجان روزهای اول تمام شده، مشخص میکند هر طرف چه قولی داده بود؛ متنی که هر بندش را بشود بعدا سرکشی کرد به سود هر دو طرف است. اگر هم ساخت سایت و هم کار سئوی بعد از آن را به یک تیم میسپارید، شرح این دو کار و مرزشان با هم در خدمات طراحی سایت و سئو آمده است.
