تولید محتوا سئو شده
تولید محتوا سئو شده در ذهن خیلیها یعنی متنی که یک کلمه مشخص را چند بار تکرار کرده باشد. این تعریف سالهاست کار نمیکند و متنی که بر اساسش نوشته شود، هم خواننده را فراری میدهد هم جایی در نتایج نمیگیرد. تعریف کاربردیتر این است: متنی که یک سوال واقعی را کامل جواب بدهد، و ساختارش طوری باشد که هم خواننده و هم گوگل بفهمند جواب کجاست.
قبل از نوشتن: این صفحه برای چه جستجویی است
هر متن باید یک عبارت مشخص داشته باشد که برای آن نوشته میشود، و آن عبارت باید چیزی باشد که واقعا جستجو میشود، نه چیزی که به نظر ما درستتر است. این تفاوت بهاندازهای که به نظر میرسد کوچک نیست؛ عنوانهایی که «طبیعی» به نظر میرسند اغلب صفر جستجو دارند و متنی که رویشان نوشته شده هرگز خوانده نمیشود. دو صفحه هم نباید برای یک عبارت نوشته شوند، وگرنه خودشان جای هم را تنگ میکنند و گوگل هم بین آن دو مردد میماند. روش پیدا کردن این عبارتها در تحقیق کلمات کلیدی آمده است.
نیت پشت جستجو، چیزی که شکل متن را تعیین میکند
کسی که «قیمت» را در عبارتش دارد دنبال یک عدد و یک راه سفارش است؛ کسی که «چیست» جستجو میکند دنبال فهمیدن است و هنوز جایی خرید نمیکند؛ کسی که «بهترین» یا «مقایسه» مینویسد وسط تصمیم است و دنبال معیار میگردد. نوشتن یک مقاله آموزشی بلند برای عبارتی که نیت خرید دارد، همانقدر بیفایده است که گذاشتن فرم سفارش جلوی کسی که هنوز نمیداند این خدمت چیست. سادهترین راه فهمیدن نیت هم این است: همان عبارت را جستجو کنید و ببینید گوگل چه نوع صفحهای را بالا آورده است. آن ده نتیجه، جواب گوگل به همین سوالاند.
ساختار: جواب اول، توضیح بعد
متن وب مثل مقاله کاغذی خوانده نمیشود. خواننده اول صفحه را با چشم بالا و پایین میکند تا ببیند جوابش اینجا هست یا نه، و اگر در چند ثانیه اول نشانهای پیدا نکرد برمیگردد. یعنی جواب اصلی باید بالا باشد و بعد توضیح و جزئیات بیاید، برعکس چیزی که در مدرسه یاد گرفتهایم. تیترهای میانی هم باید خودشان قابل خواندن باشند: کسی که فقط تیترها را میخواند باید بفهمد این صفحه چه میگوید. هر تیتر یک بخش واقعی است، نه یک برچسب برای پر کردن فاصله.
چگالی کلمه کلیدی، معیاری که دیگر معیار نیست
سالها به نویسندههای فارسی گفته شده که کلمه کلیدی باید درصد مشخصی از متن را بگیرد و هنوز ابزارهایی هستند که به همین دلیل به متن نمره میدهند. این معیار از دورهای مانده که موتور جستجو کلمهها را میشمرد. امروز گوگل معنی جمله را تشخیص میدهد و مترادف و شکلهای دیگر همان مفهوم را میفهمد، پس تکرار مکانیکی نه چیزی اضافه میکند و نه لازم است. آنچه هنوز مهم است این است که عبارت اصلی در تایتل و در تیتر اصلی و بهشکل طبیعی در متن آمده باشد؛ بقیهاش را باید صرف کاملتر جواب دادن کرد، نه صرف رسیدن به یک عدد.
متن هوش مصنوعی، و فارسیای که ترجمه به نظر نرسد
گوگل موضعش را روشن گفته است: معیارش کیفیت و مفید بودن متن است، نه اینکه با چه ابزاری تولید شده. یعنی استفاده از هوش مصنوعی بهخودیخود مشکلی ندارد و مشکل جای دیگری است. اول اینکه این متنها با اطمینان کامل چیزهای غلط مینویسند و در حوزههایی مثل قیمت، قانون و مشخصات فنی، غلط بودن یک جمله میتواند به مشتری شما ضرر بزند. دوم اینکه خروجی فارسیشان اغلب بوی ترجمه میدهد و خواننده ایرانی این را زود میفهمد. و سوم اینکه هوش مصنوعی چیزی از کسبوکار شما نمیداند؛ همان بخشهایی که فقط شما میتوانید بنویسید، دقیقا همان بخشهایی است که صفحه شما را از بقیه جدا میکند.
بخش زیادی از محتوای فارسی وب، ترجمه متنهای انگلیسی است و همین یک فرصت است. متنی که با مثال ایرانی نوشته شده، درگاه پرداخت و اینماد و اینترنت داخل کشور را میشناسد و از تجربه واقعی کار در همین بازار حرف میزند، چیزی دارد که هیچ ترجمهای ندارد. در سطح جمله هم چند چیز فورا لو میدهد که متن ترجمه است: جملههای طولانی با چند بند تودرتو، فعلهای اداری بهجای فعل ساده، و عبارتهایی که کلمهبهکلمه از انگلیسی برگردانده شدهاند. جمله کوتاه و فعل ساده، هم راحتتر خوانده میشود هم بومیتر است.
چطور بفهمید متن جواب داده
یک متن تازه چند هفته وقت لازم دارد تا در نتایج جایی پیدا کند، پس قضاوت زودهنگام دربارهاش بیفایده است. بعد از آن، در گزارش عملکرد سرچ کنسول میبینید همان صفحه سر چه عبارتهایی دیده شده. جالبترین بخش هم معمولا عبارتهایی است که فکرش را نکرده بودید: صفحهای که برای یک عبارت نوشته شده، اغلب سر چند عبارت نزدیک دیگر هم دیده میشود و همانها میگویند متن بعدی درباره چه باشد یا کدام بخش همین متن باید کاملتر شود.
این کار سپردنی هم هست: انتخاب موضوعها، ترتیب نوشتنشان و متن نهایی هر صفحه، بخشی از خدمات سئو سایت است.
