تحقیق کلمات کلیدی
تحقیق کلمات کلیدی در متنهای انگلیسی معمولا یعنی باز کردن یک ابزار، گرفتن حجم جستجو و مرتب کردن اعداد. برای فارسی این روش تقریبا کار نمیکند: داده حجم جستجوی فارسی یا وجود ندارد یا آنقدر تقریبی است که نمیشود رویش تصمیم گرفت. خبر خوب این است که بدون آن هم میشود کار درست را انجام داد، و روشش دقیقتر هم هست.
از کلمه شروع نکنید، از مشتری شروع کنید
قبل از هر ابزاری، فهرستی از چیزهایی بنویسید که مشتریهای واقعیتان میپرسند. سوالهایی که پشت تلفن تکرار میشوند، عبارتی که خودشان برای کارتان به کار میبرند، اسمهایی که برای همان محصول در بازار رایج است. این فهرست از هر ابزاری ارزشمندتر است، چون کلمههای واقعی بازار شما در آن است نه ترجمهای که ما درستتر میدانیم. جای دیگری هم که همین جنس داده را دارد، تیم فروش و پشتیبانی خودتان است.
چرا داده حجم جستجو برای فارسی کمکی نمیکند
ابزارهای بینالمللی کلیدواژه، پایگاه دادهشان روی زبان انگلیسی و بازارهای بزرگ ساخته شده و برای فارسی یا عددی ندارند یا عددی میدهند که با واقعیت نمیخواند. ابزار خود گوگل هم برای کار کردن به یک حساب تبلیغاتی فعال احتیاج دارد و از داخل ایران هم بازش نمیکنید. سرویسهای ایرانی این حوزه بهترند ولی پوشش کاملی ندارند. نتیجه عملی این است: بهجای دنبال کردن عددی که وجود ندارد، سراغ شواهدی بروید که وجود دارند و رایگاناند.
شواهدی که رایگاناند و واقعی
چهار منبع، به ترتیب ارزش. اول سرچ کنسول خود سایتتان، اگر سایت قدیمی دارید: فهرست عبارتهایی که همین حالا سرشان دیده میشوید، دقیقترین دادهای است که به آن دسترسی دارید. دوم پیشنهادهای خود گوگل: عبارت را در کادر جستجو تایپ کنید و به فهرستی که پایین میآید نگاه کنید؛ هر ردیف آن یعنی مردم واقعا این را جستجو میکنند. سوم بخش جستجوهای مرتبط در انتهای صفحه نتایج و جعبه سوالهای متداول وسط نتایج. و چهارم صفحههای رقبا: عنوان صفحههایی که برای همان عبارت بالا آمدهاند میگوید آنها روی چه چیزی حساب کردهاند. هیچکدام از این چهار تا حجم نمیدهند و هر چهار تا وجود عبارت را ثابت میکنند، که برای تصمیم گرفتن کافی است.
نیت خرید تقریبا همیشه در مادیفایر است، نه در خود کلمه
این مهمترین چیزی است که در جستجوی فارسی یاد میگیرید. عبارتهای تککلمهای و عام معمولا نیت مخلوطی دارند و بخش زیادی از جستجوکنندههایشان اصلا خریدار نیستند. چیزی که نیت را مشخص میکند کلمههای کنار آن است: «قیمت»، «هزینه»، «تعرفه»، «سفارش»، «خدمات»، «شرکت» و نام شهر. کسی که «قیمت» را اضافه میکند در مرحله تصمیم است؛ کسی که «آموزش» یا «رایگان» را اضافه میکند میخواهد خودش انجامش بدهد و مشتری شما نیست. برای همین یک عبارت کوچک و دقیق با نیت روشن، تقریبا همیشه از یک عبارت بزرگ و عام ارزش بیشتری دارد.
تلههای همنگاشت در فارسی
بعضی عبارتها در فارسی معنی دیگری دارند که در نتایج غالب میشود و صفحهای که برایشان نوشته شود بازدید میگیرد و هرگز به مشتری نمیرسد. یکی از نمونههای واضحش «نقشه سایت» است که نتایجش تقریبا همه نقشه معماری و سایتپلان است، نه فایل فهرست آدرسهای یک وبسایت. جستجوی «کش سایت» هم بیشتر به فروشگاه لوازم مو میرسد. تشخیص این تلهها یک دقیقه وقت میبرد: عبارت را جستجو کنید و به ده نتیجه اول نگاه کنید. اگر آنها درباره کار شما نیستند، آن عبارت هدف شما نیست، هر چقدر هم پرجستجو به نظر برسد.
یک عبارت، یک صفحه
وقتی فهرست نهایی آماده شد، هر عبارت باید به یک صفحه مشخص چسبانده شود و همان یکی. اگر دو صفحه برای یک عبارت نوشته شوند، گوگل باید بین آن دو یکی را انتخاب کند و معمولا انتخابش با انتظار شما یکی نیست؛ در ضمن اعتبار و لینکهایی که میتوانست روی یک صفحه جمع شود، بین دو تا خرد میشود. سادهترین شکل نگه داشتن این نظم هم یک جدول است: عبارت، آدرس صفحه، و اینکه آن صفحه نوشته شده یا هنوز نه. همین جدول بعدا برنامه محتوای شما هم هست.
هر چند وقت باید دوباره این کار را کرد
فهرست کلیدواژه یک سند زنده است. سالی یک بار ارزش دارد که کل فهرست دوباره نگاه شود، چون عبارتهایی که سال در خودشان دارند هر سال عوض میشوند و کسی که «قیمت» را با سال جستجو میکند، صفحهای را که سال قبل بهروز شده رد میکند. بین این بازهها هم بهترین منبع همان سرچ کنسول است: عبارتهای تازهای که سایت شما سرشان دیده شده ولی صفحهای برایشان ندارید، فهرست کار بعدیاند و از هر تحقیق تازهای ارزانتر درمیآیند. روش خواندن آن گزارش در سرچ کنسول آمده است.
بعد از این فهرست، سوال بعدی این است که هر عبارت چه صفحهای لازم دارد و آن صفحه چطور نوشته شود. جوابش در تولید محتوا سئو شده است، و اگر کارتان چند خدمت مشخص است که هر کدام باید صفحه خودش را بگیرد، در سئو سایت شرکتی.
