ای‌نگاه

انتخاب نام دامنه

اسم دامنه از آن تصمیم‌هایی است که یک بار گرفته می‌شود و بعد سال‌ها روی کارت ویزیت، بسته‌بندی، فاکتور و امضای ایمیل تکرار می‌شود. عوض کردنش بعدا شدنی است، ولی هزینه‌اش خیلی بیشتر از هزینه ثبت یک اسم درست از همان اول است. این نوشته همان چند تصمیمی را کنار هم می‌گذارد که قبل از زدن دکمه ثبت باید روشن باشند.

دامنه‌ای که پای تلفن هم گفتنی باشد

ساده‌ترین آزمون یک دامنه این است که پای تلفن گفته شود. اسم را برای کسی می‌خوانید که قرار است همان لحظه تایپش کند. اگر مجبور شدید حرف به حرف بگویید، اگر طرف مقابل پرسید «با کدام حرف؟» یا اگر لازم شد توضیح بدهید که وسطش یک خط تیره هست، آن اسم هر روز بخشی از مراجعه‌کننده‌ها را در راه از دست می‌دهد. کوتاه بودن هم به همین دلیل ارزش دارد، نه به خاطر زیبایی: اسم کوتاه‌تر غلط تایپی کمتری می‌گیرد و راحت‌تر در ذهن می‌ماند. عدد و خط تیره هر دو یک سوال اضافه می‌سازند؛ عدد معلوم نیست با رقم نوشته شود یا با حروف، و خط تیره چیزی است که تقریبا همیشه فراموش می‌شود.

دردسر بزرگ‌تر برای اسم‌های فارسی، املای لاتین است. بسیاری از کلمه‌های فارسی بیش از یک نوشتار لاتین قابل قبول دارند و کاربر همانی را تایپ می‌کند که به ذهن خودش می‌رسد، نه همانی که شما ثبت کرده‌اید. یک نمونه واقعی که زیاد دیده‌ایم: کسب‌وکاری اسمش را با یک املا ثبت کرده و مشتری‌هایش سال‌ها با املای دیگری دنبالش گشته‌اند و به صفحه‌ای در آن نشانی نرسیده‌اند. قبل از قطعی کردن اسم، نوشتن همه املاهای محتمل روی کاغذ کار چند دقیقه‌ای است و همان‌جا معلوم می‌شود اسم چقدر لغزنده است. اگر یک املا آشکارا غالب نبود، یا اسم عوض می‌شود یا املاهای نزدیک هم ثبت می‌شوند و به دامنه اصلی هدایت.

ir. یا com.، و کسب‌وکاری که هر دو را برمی‌دارد

برای کسب‌وکاری که مشتری‌اش داخل ایران است، ir. هیچ چیزی کم ندارد: ارزان‌تر است، ملی است و برای کاربر ایرانی کاملا آشناست. ثبتش از مسیر ایرنیک انجام می‌شود و قواعد خودش را دارد؛ حساب کاربری به نام یک شخص حقیقی یا حقوقی با اطلاعات هویتی واقعی ساخته می‌شود و همین باعث می‌شود دامنه ir. راحت دست به دست نشود. در مقابل، com. انتخاب طبیعی برندی است که بیرون از ایران هم کار دارد یا قرار است داشته باشد: مخاطب خارجی، سرویس بین‌المللی، یا حتی فقط ثبت‌نام در ابزارهایی که با پسوند ملی کنار نمی‌آیند.

اگر اسمی که انتخاب کرده‌اید قرار است برند شما باشد، منطق ساده است: هر دو پسوند ثبت شوند و یکی از آن‌ها به دیگری هدایت شود. هزینه‌اش در مقایسه با بقیه هزینه‌های راه‌اندازی ناچیز است و جلوی اتفاقی را می‌گیرد که بعدا هیچ راه‌حل تمیزی ندارد: کسی همان اسم را با پسوند دیگر برمی‌دارد و مشتری‌هایی که اسم شما را شنیده‌اند سر از سایت او درمی‌آورند. مذاکره برای پس گرفتن آن دامنه، اگر اصلا ممکن باشد، از روز اول ثبتش گران‌تر تمام می‌شود.

کلیدواژه داخل دامنه: دوره‌ای که تمام شد

سوالی که همیشه پرسیده می‌شود این است که آیا بهتر است کلمه کلیدی داخل دامنه باشد. دوره‌ای بود که این کار جواب می‌داد و دامنه‌ای که عینا از عبارت جستجوشده ساخته شده بود، تنها به همان دلیل بالا می‌آمد. آن دوره تمام شده است. امروز آنچه رتبه می‌سازد محتوای خود صفحه، اعتبار سایت و تجربه‌ای است که کاربر روی آن دارد، و اسم برند در دامنه از هر کلیدواژه‌ای بهتر کار می‌کند. کسی که بعد از یک بار خرید، اسم شما را مستقیم در مرورگر تایپ می‌کند، ارزشی می‌سازد که هیچ ترکیب کلیدواژه‌ای در دامنه نمی‌سازد.

دامنه کلیدواژه‌ای یک عیب دیگر هم دارد که دیرتر خودش را نشان می‌دهد: شما را به همان کلمه قفل می‌کند. کسب‌وکاری که اسمش را روی یک خدمت مشخص گذاشته، روزی که خدمت دومش را اضافه می‌کند اسمی دارد که علیه خودش کار می‌کند. در فهرست نتایج هم چنین اسمی کنار برندها می‌نشیند بدون اینکه چیزی برای به یاد ماندن داشته باشد. این یعنی کلیدواژه در دامنه ممنوع نیست؛ اگر نام برندتان به‌طور طبیعی شامل یک کلمه پرجستجوست، هیچ اشکالی ندارد. حرف این است که ساختن اسم فقط برای جا دادن کلیدواژه، امروز چیزی به شما نمی‌دهد.

دامنه‌ای که قبلا صاحب داشته

هر دامنه آزادی، تازه نیست. بخشی از اسم‌هایی که امروز قابل ثبت‌اند قبلا مال کس دیگری بوده‌اند و همراهشان یک سابقه می‌آید که شما آن را نمی‌بینید ولی گوگل دیده است. در بهترین حالت سابقه‌ای بی‌ضرر است، و در بدترین حالت دامنه‌ای است که با آن هرزنامه فرستاده شده، لینک فروخته شده یا کاری شده که به جریمه ختم شده. اثر این سابقه با ساختن سایت جدید پاک نمی‌شود و ماه‌ها بعد خودش را به شکل نتیجه‌ای نشان می‌دهد که هیچ توضیحی برایش پیدا نمی‌کنید.

بررسی‌اش سخت نیست و قبل از پرداخت انجام می‌شود: جستجوی خود اسم در گوگل، نگاه کردن به نسخه‌های آرشیوشده آن نشانی در آرشیو اینترنت که نشان می‌دهد قبلا چه چیزی روی آن بوده، و بعد از ثبت، اضافه کردن دامنه به سرچ کنسول برای دیدن وضعیت فعلی‌اش. اگر آرشیو صفحه‌هایی به زبان‌های عجیب یا محتوای بی‌ربط نشان داد، آن اسم هرچقدر هم خوب باشد ارزش دردسرش را ندارد. قاعده عملی ساده است: دامنه بی‌سابقه از دامنه بدسابقه بهتر است.

دامنه به نام چه کسی ثبت می‌شود

این بند از همه بندهای این نوشته مهم‌تر است و در بازار ایران بیشتر از همه خراب می‌شود. دامنه به نام هر کسی ثبت شده باشد، در عمل مال همان کس است. دامنه‌ای که به نام طراح سایت، یک دوست، یک کارمند سابق یا شرکتی که سه سال پیش با آن کار می‌کردید ثبت شده، روزی که رابطه‌تان با آن شخص تمام شود از دست شماست، و کسب‌وکاری که سال‌ها روی آن نشانی شناخته شده ناگهان می‌بیند نه به سایت دسترسی دارد نه به ایمیل‌هایش. دیده‌ایم که چنین ماجرایی به مذاکره و باج ختم شود.

کار درست همان روز اول انجام می‌شود: دامنه به نام خود کسب‌وکار یا صاحب آن ثبت شود، حساب ثبت‌کننده متعلق به خودتان باشد و ایمیل بازیابی آن حساب هم روی نشانی‌ای باشد که به همین دامنه وابسته نیست، وگرنه در روز خرابی هیچ راه بازگشتی نمی‌ماند. پیمانکار می‌تواند دسترسی فنی داشته باشد؛ مالکیت چیز دیگری است. حساب ثبت دامنه دقیقا همان‌قدر باید محافظت شود که پنل مدیریت خود سایت، با همان منطقی که در امنیت وردپرس درباره حساب‌های مدیریت آمده است.

تمدید، و چیزی که با یک دامنه از دست می‌رود

دامنه خریده نمی‌شود، اجاره می‌شود و تاریخ دارد. تمدید نشدنش هم معمولا از سر بی‌پولی اتفاق نمی‌افتد؛ از سر این اتفاق می‌افتد که ایمیل یادآوری به نشانی کسی رفته که دیگر آنجا نیست. آنچه بعدش از دست می‌رود فقط سایت نیست. اول صفحه‌ها از دسترس خارج می‌شوند، بعد ایمیل‌های روی همان دامنه از کار می‌افتند و نامه‌های مشتری‌ها به جایی نمی‌رسند بدون اینکه کسی خبردار شود، و اگر فاصله طولانی شود اعتباری که سال‌ها در نتایج گوگل ساخته شده هم به تدریج می‌ریزد.

راه ساده‌اش این است که دامنه‌های مهم چندساله ثبت شوند، تمدید خودکار در حساب فعال باشد و یادآوری تاریخ انقضا جایی بیرون از خود آن دامنه بنشیند: تقویم شخصی، یا ایمیل کسی که مالک کسب‌وکار است. دامنه‌ای که از دستتان برود ممکن است بلافاصله توسط کس دیگری ثبت شود، و آن وقت گفتگو درباره یک اسم نیست، درباره پس گرفتن نشانی‌ای است که سال‌ها روی همه چاپی‌ها و کارت‌های شما نوشته شده.

اسم فروشگاه اینترنتی، یک بند بیشتر دارد

برای فروشگاه اینترنتی همه آنچه گفته شد سر جای خودش است، به‌علاوه یک نکته: اسم فروشگاه فقط در مرورگر دیده نمی‌شود. همان اسم روی بسته‌بندی، فاکتور، پیامک سفارش و صفحه پرداخت تکرار می‌شود، و لحظه‌ای که مشتری در درگاه پرداخت اسمی می‌بیند که با اسم فروشگاه یکی نیست، همان‌جا مکث می‌کند. مجوزها هم به دامنه گره می‌خورند؛ نماد اعتماد الکترونیکی برای یک نشانی مشخص صادر می‌شود، پس عوض کردن دامنه بعد از راه‌اندازی یعنی طی کردن دوباره همان مسیر اداری.

نکته دوم، دامنه بیش از حد باریک است. فروشگاهی که امروز فقط یک دسته کالا دارد و اسمش را روی همان دسته گذاشته، سال بعد که دسته دوم اضافه می‌شود اسمی دارد که خودش را کوچک نگه می‌دارد. اسمی که به کسب‌وکار اشاره کند و نه به قفسه امروزش، جای رشد باقی می‌گذارد. اینکه خود فروشگاه بعدا روی چه بستری ساخته شود تصمیم جداگانه‌ای است و در سایت اختصاصی یا وردپرس به آن پرداخته‌ایم.

انتخاب نام دامنه با هوش مصنوعی

ابزارهای هوش مصنوعی در چند ثانیه ده‌ها اسم پیشنهاد می‌دهند و برای طوفان فکری واقعا مفیدند، مخصوصا وقتی به جای «یک اسم قشنگ بساز» به آن‌ها گفته می‌شود کسب‌وکار چیست، مخاطبش کیست و اسم قرار است چه حسی بدهد. کاری که این ابزارها انجام نمی‌دهند تصمیم گرفتن است. خروجی‌شان معمولا پر است از ترکیب‌های انگلیسی که تلفظ فارسی‌شان لنگ می‌زند، اسم‌هایی که همین حالا ثبت شده‌اند، و گاهی چیزی که برند ثبت‌شده کس دیگری است. فهرست پیشنهاد، فهرست انتخاب نیست.

هر اسمی که از آن فهرست بیرون می‌آید سه فیلتر را رد می‌کند تا به مرحله ثبت برسد: پای تلفن گفتنی باشد و یک املای غالب داشته باشد، در پسوندهایی که لازم دارید آزاد باشد، و با نام تجاری کس دیگری برخورد نکند. هر اسمی که از این سه عبور کرد، اسم واقعی است. بعد از آن، کار تازه شروع می‌شود: چیزی که بازدیدکننده پشت آن نشانی می‌بیند تعیین می‌کند اسم شما در ذهنش می‌ماند یا نه. اگر می‌خواهید سایت از همان اول دور همین اسم و همین کسب‌وکار ساخته شود و نه دور یک قالب آماده، کاری که ما زیر عنوان طراحی سایت اختصاصی انجام می‌دهیم دقیقا همین است.

پروژه‌تان را بگویید تا دامنه هزینه و زمانش را بدهیم

چند خط درباره کسب‌وکار و چیزی که از سایت می‌خواهید بنویسید. بعد از یک گفتگوی کوتاه، دامنه هزینه و زمان اجرا را مکتوب می‌فرستیم.

فقط یک تماس ۳۰ دقیقه‌ای درباره پروژه؛ ادامه دادن یا ندادن، بعد از آن با خودتان است.